نگرش دانشجویان رشته‌ی مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی نسبت به یادگیری خود راهبر

##plugins.themes.bootstrap3.article.main##

پروانه اصفهانی
فایزه رسولخانی حدیثه شهرکی فاطمه محمدی
سميه ساماني

چکیده

مقدمه: با توجه به تحولات زیاد عرصه علم و دانش، یادگیری خودراهبر می‌تواند به عنوان یک مهارت بسیار مهم نقش اساسی در یادگیری مادام‌العمر و توانمندسازی افراد ایفا کند. بنابراین، این مطالعه با هدف تعیین نگرش دانشجویان رشته‌ی مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی دانشگاه علوم پزشکی زابل، نسبت به یادگیری خودراهبر در سال 1398 صورت گرفت.


شیوه‌ی مطالعه: در این پژوهش توصیفی- تحلیلی، تعداد 62 دانشجوی رشته‌ی مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی با استفاده از روش سرشماری انتخاب شدند. از یک پرسش‌نامه‌ی استاندارد در این مطالعه استفاده شد. داده‌های پژوهش با استفاده از آزمون‌های توصیفی و استنباطی مناسب تحلیل شدند.


یافته‌ها: در مؤلفه‌ی مفهوم از یادگیری خودراهبر، عدم تأثیرپذیری از استاد با میانگین و انحراف معیار (0/935 ± 3/24)، در مؤلفه‌ی چگونگی تأثیر بر یادگیری، قدرت برانگیختگی بالاتر نسبت به شیوه‌ی سنتی با میانگین و انحراف معیار (0/791± 2/65)، در مؤلفه‌ی موانع، کوئیزها و آزمون‌ها با میانگین و انحراف معیار (961/0± 73/2) و در مؤلفه‌ی عوامل انگیزشی، سخنرانی خوب با میانگین و انحراف معیار (1/000± 3/02)، دارای بیش‌ترین فراوانی بودند.


نتیجه‌گیری: از دیدگاه دانشجویان، قدرت برانگیختگی، نقش مهمی در تعیین کارآیی یادگیری خودراهبر ایفا می‌کند و آزمون‌ها و کوییزها از بزرگ‌ترین موانع آن قلمداد می‌شود.


واژگان كليدی: یادگیری خودراهبر، دانشجو، نگرش.

##plugins.themes.bootstrap3.article.details##

نوع مقاله
مقاله پژوهشی